ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
80
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
هزار عمله هم اين كارخانهها « 1 » را كفاف نمىداد . اين است كه به علت آب و كوره آتش و بخار چنين دستگاهى به آن عجله گردش مىكند و دايم در كارند ، و اين عمل را در ميان ايشان ، شخص انگريزى برپا داشته و حال ملازم پادشاه اروس شده ، و اين كارخانهها تمام به دست آن است ، و الا اروس خود صاحب اين گونه افكار و اعمال نيستند . آنچه از اين مقوله امورات در ميان ايشان برپا شده ، از جماعت انگريز است ، كه بولايات آنها آمده هر يك هر حرفه كه داشتهاند به آنها آموختهاند و بالفعل هم دركارند . بعد از ملاحظهء آنها به كارخانهء ديگر رفته لوله و اساس از آهن و برنج تعبيه كرده ، مىساختند ، كه آب را از زمين هر قدر خواسته باشند ، برداشته بالا مىبرند و اين عمل بيشتر در وقتى به كار ايشان مىآيد كه خانه و مكان مرتفعى ، از اينها آتش گرفته باشد . فورا آن اسباب را حاضر كرده ، آب از زمين بر پشتبام آنجا برده و ريخته آتش را خاموش مىكنند . بعد از آن بهملاحظهء انبار اسلحه رفتند ، صاحبجمعان و بزرگانى كه بودند آمده در انبار « 2 » را گشاده ، در كرباس آن از هر اسلحه و هر يراق و هر اسبابى كه از اين مقوله بهخاطر ميرسد ، آويخته و گذاشته بودند . از جمله تفنگى [ از ] يكترينه كه خورشيد كلاه باشد و پادشاه بوده ، به دست خود ساخته ، آن تفنگ و چكش و اسبابى كه تفنگ را ساخته است در آنجا گذاشته بودند . باوجود زن بودن تفنگ را بسيار خوب ساخته بود . از آنجا داخل انبار شديم . مكانى دو طبقه از چوب ساخته و سفيد كرده بودند ، كه هر طبقه بيست و پنج قدم عرض و شصت هفتاد قدم طول داشت . « 3 » در هر طبقه چهار راسته قرارگاه ، از بيست و پنج قدم عرض و شصت هفتاد قدم طول داشت . در « 3 » هرطبقه چهار راسته قرارگاه ، از آنچه بخاطر برسد به خط مستقيم چيده بودند . جاى مضبوطى به نظر آمد كه هر گاه چندين هزار سال آن آلات را در آنجا به آن نظم بگذارند ، از زنگ و عيوب ديگر محفوظ است . تمامى را جور كرده بودند . كه هر گاه خوب و بد و وسط آنها را مىخواستند فورا برميداشتند و احتياج به جستن نبود . در آنجا سواى توپ كه ديده نشد آلات حرب از هر چيز و هر مقوله بىنهايت موجود بود . بعد از آنجا به مكان ديگر رفتيم . صورت پادشاه را كشيده ، در آنجا گذاشته بودند . و تخت بزرگى در وسط گذاشته اسباب بسيارى روى آن چيده بود . مشخص شد كه اين مكانيست كه هر گاه امرى برايشان روى ميدهد و چارهء آن مشكل است دانشمندان و بزرگان در آنجا جمع شده از روى فكر و كتابها و اسبابها آن امر را صورت ميدهند : اسلحهء غريبه در اين مكان نيز بسيار است . بعد از ملاحظه ، صاحبى ايلچى روانهء منزل شدند و آن روز و شب بسر رسيد . روزى ديگر اسبان و كرهماديان را كه در راه گذاشته بودند ، صحيح و سالم وارد شهر تول شدند . روزى ديگر يكى از بزرگان آنها خدمت صاحبى ايلچى آمده وعدهء ضيافت رقص و بال خواست . صاحبى ايلچى چون بسيار تكدر توقف عرض راه را داشتند ، و از اين جهت بىنهايت دلگير بودند ، وعده نمىدادند . آن شخص مأيوس شده بساناويچ را واسطه نمود ، آخر الامر نظر بخاطر بساناويچ
--> ( 1 ) - متن : كارخانجات ( 2 ) - متن : درب ( 3 ) - متن : و در